[ و روایت شده است که حضرتش روزى میان یاران خود نشسته بود . زنى زیبا بر آنان بگذشت و حاضران دیده بدو دوختند . پس فرمود : ] همانا دیدگان این نرینگان به شهوت نگران است و این نگریستن موجب هیجان . پس هر یک از شما به زنى نگرد که او را خوش آید با زن خویشش نزدیکى باید ، که او نیز زنى چون زن وى نماید . [ مردى از خوارج گفت خدا این کافر را بکشد چه نیک فقه داند . مردم براى کشتن او برخاستند ، امام فرمود : ] آرام باشید ، دشنام را دشنامى باید و یا بخشودن گناه شاید . [نهج البلاغه]
 
شنبه 89 فروردین 28 , ساعت 5:21 عصر

چرا میگن بچه ننه نمی گن بچه بابا

مامان، بعله، من می‌خوام به دنیا بیام، باشه

 مامان، بعله، من شیر می‌خوام، باشه

 مامان، بعله، من جیش دارم، خب

 مامان، بعله، من سوپ خرچنگ می‌خوام، چشم

 مامان، بعله، من ازون لباس خلبانیا می‌خوام، باشه

 مامان، بعله، من بوس می‌خوام، قربونت بشم

 مامان، جونم، من شوکولات آناناسی می‌خوام، باشه

 مامان، بعله، من دوست می‌خوام، خب

 مامان، بعله، من یه خط موبایل می‌خوام با گوشی سونی، چشم

 مامان، بعله، من یه مهمونی باحال می‌خوام، باشه عزیزم

 مامان، بعله، من زن می‌خوام، باشه عزیز دلم

 مامان، بعله، من دیگه زن نمی‌خوام، اوا ... باشه

 مامان، بعله، من کوفته تبریزی می‌خوام، چشم

 مامان، بعله، من بغل می‌خوام، بیا عزیزم

 مامان، بعله، مامان، بعله، مامان، جونم؟ مامان حالت خوبه؟ آره

 مامان، چی می‌خوای عزیزم، تو رو می خوام.

  

بابا، بعله من می‌خوام به دنیا بیام، به من چه بچه، به مامانت بگو

 بابا، هان، من شیر می‌خوام، لا اله الا الله

 بابا، چته، من ازون ماشین کوکی‌های قرمز می‌خوام، بشین بچه

 بابا، اههههه، من پول می‌خوام، چی ؟؟؟؟ !!!

 بابا، اوهوم، منو می‌بری پارک؟ من ماشینمو نمی‌برم تو پارک، تو رو ببرم؟

 بابا، هان، من زن می‌خوام، ای بچه پررو ... دهنت بو شیر میده هنوز.

 بابا، من جیش دارم، پوففف

 بابا، درد، من زن نمی‌خوام، به درک

 بابا، بلا، تقصیر تو بود که من به دنیا اومدم یا مامان؟ تقصیر عمه‌ات

 بابا، زهرمار، من یه اتاق شخصی می‌خوام. بشین سر جات بچه

 بابا، مرض، منو دوس داری، ها ؟ بابا، بابا، خررر پفففف بابا، خفه

 بابا، دیگه چته؟ من مامانمو می‌خوام، از اول همینو بگو ... جونت در بیاد.

 



لیست کل یادداشت های این وبلاگ